تبليغاتX
" بسم الله الرحمن الرحیم "
بسم الله الرحمن الرحیم

آرامشم باباجون با تو خوشم باباجون

ابالمظلوم ابالمظلوم ابالمظلوم حسین ....

زانوی دختر تو  شد بالش سر تو

با یاد روزایی که رو پای تو سر میذاشتم

تو که بودی توی دلم یه ذره غم نداشتم

حالا دوباره اومدی کنار من سلام بابای خوبم  سلام بابای خوبم

چشای من روشن شده به دیدنت تو لحظه غروبم تو لحظه غروبم

از تو نگاه خسته م حرف منو می خونی

یا می بری منو هم یا پیش من می مونی

پاهای من پر آبله لب های تو لبریز زخم و خونه

شد روی من نیلوفری و روی تو به لاله ها می مونه

پیشونی تو بابا مثل دلم شکسته س

مثل تو دختر تو از این زمونه خسته س

آرامشم باباجون  با تو خوشم باباجون  

ابالمظلوم ابالمظلوم ابالمظلوم حسین ....

یا علی !

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط سوخته  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هر لحظه عاشورا ست و ما محتاج نگاه خدا و دست یاری اهل بیت ...

و ۲ آفت هست : ۱ . توجیه گری   ۲ . فکر اینکه زمان جبران و توبه داریم ...

 

یا علی !

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط سوخته  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله برای هر شبم درسی آماده کرده اند ...

امشب می گفتند هر جا ادعا کنی و احساس بزرگی کنی ، از همان جا خرد می شوی ، ریز ریز ...

همیشه می گفتم چی شد اونایی که غدیر رو دیدن ، موقع بیعت با امیر علیه السلام جاخالی دادن و ...

مگه می شه آدم تو چند روز اینقدر احوالاتش جا به جا بشه ؟؟

امشب گفتند : دیدی چه جوری می شه ؟!

یا علی!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 10:59 بعد از ظهر  توسط سوخته  | 

" بسم الله الرحمن الرحیم "

هم رقیه را ذره ای چشیدم و هم جدش علی علیه السلام را ...

او می دانست حق خلافت دارد ... ناحقی بر منصبش نشسته بود ... ۲۵ سال جواب سلامش را ندادند ... و من ...

گمان می کنم که حق من بود و او گرفت ... بنده خدا نا حق هم نیست ... چند وقتی است که سلامم نمی کند، فقط همین یک نفر ...

آه از دوری از علی ...

یا علی !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 1:24 بعد از ظهر  توسط سوخته  | 

" بسم الله الرحمن الرحیم "

 

غبطه می خورم به وفای رقیه ...

 

یا علی !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 11:18 بعد از ظهر  توسط سوخته  |